با مسئولان بعثی برای انتقال پیکرهای شهدا هماهنگی های لازم صورت گرفته بود. ماشینی که واگن را می کشید اول از همه از میله مرزی گذشت.
ولی مثل اینکه مشکلی پیش امده بود. رائد دژبان عراقی به ان اجازه عبور نمی داد. مسئولان تفحص پیگیر ماجرا شدند. رائد با اشاره به پرچم یاحسین گفت:"انتقال با پرچم ایرانی قدغن!" هرکسی با هر زبانی می خواست به او حالی کند که : " بابا! به پیر به پیغمبر این پرچم ایران نیست!" ولی تو کتش نمی رفت که نمی رفت و با تکان دادن سرودستش هی می گفت: "قدغن! قدغن!"
یکی از بچه ها دوید یک پرچم ایران اورد و با اشاره به قسمت هایی از پرچم گفت:"اخوی! ببین هذا علم ایران اخضر ابیض احمر و علامه الله و..." ولی فایده نداشت.
ساعتی به همین منوال گذشت بعد از بگو مگوهای فراوان تازه معلوم شد که این مزدوران بعثی انقدرها هم شیر خر خورده نیستند و حالیشونه که پرچم ایران چه ریختیه و از فرار معلوم قضیه چیز دیگری است و گیر اونا اینه که می گن: "به ما دستور رسیده که پرچم یاحسین (علیه السلام) را نیز پرچم ملی ایران بدانیم! و از ورود ان جلوگیری کنیم!"
روشن شدن این مطلب تکان شدیدی به همه داد وما را به این نکته مهم که کمتر به ان توجه می کنیم متوجه می کند که دشمنی که طی هشت سال نبرد بی امان و نابرابر با ما با تمام تجهیزات و حمایت ها از خود به تمام وجود درک کرده است که: "شکستخورده افرادی است که تحت بیرق امام حسین (علیه السلام) جمع امده بودند و از همین رو به درستی انرا پرچم ملی ایران می انگاشت."
اری! بیرق سیدالشهدا(علیه السلام) از حرم و مرقد ان بزرگوار نیز وحشتزاتر است. چرا که چون او بودن و زندگی کردن یک ملت را ازاده و پیروز می گرداند. و زیارت بی محتوا به تنهایی هیچ خطری برای دشمنان ندارد. همچنان که ما می بینینم اشغالگران مانعی جدی برای زیارت ان اماکن مقدس ایجاد نمی کنند. ولی به محض اینکه حس بکنند زیارت این اماکن انسجام و یکپارچه گی در صفوف مسلمین ایجاد می کند اشکال تراشی و بمب گذاری ها اغاز می شود. دلیل اصلی جلوگیری از حضور شیعیان لبنانی تا به حال در عتبات عالیات عراق از طرف اشغالگران در همین نکته نهفته است.
و خدا را شاکریم به توفیق و این را باید به همگان گوشزد کنیم: "مادامی که پرچم سرخ یا حسین سینه بر باد این سرزمین می دهد و بر بام کشور به اهتزاز است دین و دنیای ما اباد است. و خدا نیاورد ان روزی را که این رمز عزت و سر بلندی را فراموش کنیم! "
یاد امام و شهدا گرامی که این پرچم را بر این سرزمین برافراشته کردند.
به همان اندازه كه مجاهدت حسينبنعلى(عليهالسّلام) و يارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه نيز مجاهدت زينب (عليهاالسّلام) و مجاهدت امام سجّاد(عليهالسّلام) و بقيهى بزرگواران، دشوار بود. البته صحنهی آنها، صحنهى نظامى نبود؛ بلكه تبليغى و فرهنگى بود. ما به اين نكتهها بايد توجه كنيم. درسى كه اربعين به ما مىدهد، اين است كه بايد ياد حقيقت و خاطرهى شهادت را در مقابل طوفان تبليغات دشمن زنده نگهداشت. شما ببينيد از اول انقلاب تا امروز، تبليغات عليه انقلاب و امام و اسلام و اين ملت، چه قدر پرحجم بوده است. چه تبليغات و طوفانى كه عليه جنگ به راه نيفتاد جنگى كه دفاع و حراست از اسلام و ميهن و حيثيت و شرف مردم بود. ببينيد دشمنان عليه شهداى عزيزى كه جانشان - يعنى بزرگترين سرمايهشان - را برداشتند و رفتند در راه خدا نثار نمودند، چه كردند و مستقيم و غيرمستقيم، با راديوها و روزنامهها و مجلهها و كتابهايى كه منتشر مىكردند، در ذهن آدمهاى سادهلوح در همه جاى دنيا، چه تلقينى توانستند بكنند. اگر در مقابل اين تبليغات، تبليغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهى ملت ايران و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان، در خدمت حقيقتى كه در اين كشور وجود دارد، قرار نگيرد، دشمن در ميدان تبليغات غالب خواهد شد. ميدان تبليغات، ميدان بسيار عظيم و خطرناكى است.
جدال ۲۰ساله سلمان رشدي مرتد با كابوس مرگ

۲۰سال پيش، دقيقاً در 25 بهمن ماه سال 1367 انتشار فتوايي از سوي حضرت امام خميني(ره)، خطاب به مسلمانان، دنيا را تكان داد.
در اين فتوا كه حضرت روح الله آن را از جماران صادر فرموده بودند، آمده بود:
« انا للّه و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مىرسانم مؤلف كتاب آيات شيطانى كه عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محكوم به اعدام مىباشند.
از مسلمانان غيور مىخواهم تا در هر نقطه كه آنان را يافتند، سريعاً آنها را اعدام نمايند تا ديگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كس در اين راه كشته شود، شهيد است. انشاءاللّه.
ضمناً اگر كسى دسترسى به مؤلف كتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمالش برسد.
والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته »
در پي انتشار حكم امام خميني عليه نويسنده كتاب آيات شيطاني، از سوي ميرحسين موسوي نخست وزير وقت نيز بيانيهاي انتشار يافت كه در آن، روز چهارشنبه 26 بهمن 1367 عزاي عمومي اعلام شد.
پس از اين حكم تاريخي، رسانههاي غربي براي نجات جان سلمان رشدي اينگونه القا كردند كه اگر سلمان رشدي توبه كند، حكم اعدامش لغو ميشود اما دفتر امام خميني(ره) بلافاصله اين توطئه را اينگونه خنثي كرد:
اطلاعيه دفتر امام خميني(ره) خطاب به ملت مسلمان ايران و مسلمانان جهان در مورد وجوب قتل سلمان رشدى و تكذيب شايعات( 29 بهمن 1367)
« رسانههاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مىدهند كه اگر نويسنده كتاب آيات شيطانى توبه كند حكم اعدام درباره او لغو مىگردد.
امام خمينى-مد ظله-فرمودند: اين موضوع صددرصد تكذيب مى گردد.
سلمان رشدى اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى هم خود را به كار گيرد تا او را به درك واصل گرداند.
حضرت امام اضافه كردند: اگر غير مسلماني از مكان او مطلع گردد و قدرت اين را داشته باشد تا سريعتر از مسلمانان او را اعدام كند، بر مسلمانان واجب است آنچه را كه در قبال اين عمل ميخواهد به عنوان جايزه يا مزد عمل به او بپردازند. »
ادامه مطلب...
سلام حاج رضوان، دلم هوایت را کرده است

حاج رضوان را حتی خیلی از اعضاء و کادر حزب الله لبنان نمیشناختند، شاید دیده بودندش، ولی نمیدانستند او کیست.
وقتی در 22 فوریه 2008 در منطقه "کفر سوسه" و خیابان "الحدیقه" دمشق، عماد مغنیه، معروف به حاج رضوان، که کابوسی برای صهیونیستها بود به دست عوامل اطلاعاتی موساد ترور شد و پساز آن عکسهایی از این شهید توسط حزب الله منتشر گردید، خیلیها تازه فهمیدند حاج رضوان، قرماندهی شجاع و مغز متفکر عملیاتهای نظامی و تاکتیکی حزب الله و فرمانده جنگ 33 روزه حزب الله و اسرائیل که بوده است.
و واقعاً حاج رضوان، اسطورهای بود برای مبارزان حقیقی و مردی که صهیونیستها حتی از شنیدن اسمش هم ابا داشتند.
و چه زود گذشت یکسال از پرکشیدنش.
با اینکه هرگز ندیدمش و فقط وصفش را شنیدهام، اما نمیدانم در نگاهش چه چیزی است که وجودم را فراگرفته است و فقط میتوانم بگویم:
"سلام حاج رضوان؛ دلم هوایت را کرده است".
در همین رابطه بخوانید و ببینید:
.: شهید "عماد مغنیه" مردی از تبار عاشورا.
.: ضد تروریستهای آمریکایی!؟
.: اولین فیلم منتشر شده از شهید عماد مغنیه.










